تبليغاتX
خانه آشنا - نامه اول
خانه آشنا


نامه

 عطر گیس گیج کننده ای تن ات

بی هیچ بهانه ای کار دستم داده

اما تو،

بهتر است بی خیال از کنار این قصه بگذری

انگار هیچ خبری نیست

و آب از آب تکان نه خورده است

آری!

بی خیال

بی درنگ

بی هیچ چیز

این قصه عاقبت نیک ندارد،

بی خیال بگذر

بی خیال من

بی خیال مردی که سال ها پیش گم شده است

راستی

یک وقت فکر نه کنی عاشق ات شده ام

اصلن هم این گب نیست

بی دلیل وزن باخته ام

بی دلیل پیاده روی خوشم می آید

بی دلیل دهانم تلخ می شود از سیگار های پیهم

و دست خودم نیست که این نامه را می نویسم

نه

اصلن هم این گب نیست

یک وقت فکر نه کنی عاشق ات شده ام

اصلن فکر کن این شایعات ربطی به تو ندارد

بهتر است بی خیال از کنار این قصه بگذری

سیل های از این دست مرا بسیار با خودش برده

آنقدر که دیگر امید برای جمع شدنم نمانده

آنقدر که تکه های  آرامش سیل برده ام از کابل تا لندن

تکه

      تکه

            تکه

                  پخش شده است

حالا تو بگو

بی دلیل وزن نه باخته ام

و بهتر نیست بی خیال از کنار این قصه بگذری

و فکر کنی استعداد دوست داشتن ات را ندارم

 خب، بگذریم دیوانه

نه می شود همه چیز را نوشت

بقیه اش بماند برای خودم

بدرود.



 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:33 توسط آصف آشنا| |