بهانه پشت بهانه برای دلتنگی منم مریض، منم مبتلای دلتنگی میان دیگ بخار جدایی می جوشد میان دیگ، دلم، این غذای دلتنگی و بعد می کشد از دیک روی دسترخوان بدون "چمچه" مرا دست های دلتنگی غذای دلکش غم هست نام دیگر من غذای خوشمزه ی اشتهای دلتنگی به هرکنار و کمر هر کجا شوم پنهان دوباره می بیندم چشم های دلتنگی کجا روم من از این خانه، این اتاق کثیف از این اتاق گه و انزوای دلتنگی برای یک کمی تریاک می زند رگهام برای این دود تلخ این دوای دلتنگی همیشه آخر پاییز می رسند از راه بهانه پشت بهانه برای دلتنگی. تو قند نیستی که دود و طعم تریاکی شراب نیستی که خون زنده ای تاکی چقدر ساده به تو اعتیاد آوردم چقدر ساده به تو با تمام بی باکی تو جاری ای به همه لحظه ها، نفس هایم به نبض ساعت عمرم تو رتم تیک تاکی به پرده پرده ی جان انار جا داری ولی به سینه سرخ اش تو داده ای چاکی منم انار خون آلوه چاک چاک شده منم کسی که برای تو گشته تریاکی
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت
17:12 توسط آصف آشنا| |
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت
19:34 توسط آصف آشنا| |


